باور کنین شاید هفته ای چن بار به فکر اینجا میفتم و به خودم میگم که چرا نمیام بنویسم؟لعنتی من هر ماه این جارو آپ میکردم،الان چی شده که 4 5 ماهه نیومدم!امان از توییتر که بعضی از درد و دلامو و حرفای دلمو اونجا می نویسم در صورتی که باید اینجا بنویسم!
خب یه زمانی وبلاگ نویسی خیلی خوب بود،هنوزم هستا،خیلی از افراد وبلاگ شخصی با دامنه شخصی خودشون رو دارن ولی از اونجایی که فضای اینترنت و مجازی روز به روز در حال تغییر هستش به نظر من سیستم وبلاگ و بلاگ نویسی به پایان کار خودش نه اما دیگه محبوبیت سالهای قبل رو نداره علی الخصوص در ایران،یه زمونی چه ذوق و شوقی داشتم واسه این بلاگ لعنتی اما الان چی؟اینستاگرام و توییتر و کوفت و زهرمار اومده جای این...بگذریم آقا بگذریم
در رابطه با دوست و همکلاسی عزیزم نیما رجب زاده،آره نیما راست میگی،من خوشحالم از اینکه اینجا رو ساختم و البته از یه نظرم ناراحتم که چرا از اول همینو نداشتم،و چرا سال 88 89 این بلاگ رو سر یه بچگی مسخره پاک کردم و یه سری از نوشته هامو پاک کردم الکی الکی!
البته یه معذرت خواهیم بهت بدهکارم،میدونم میای اینجا و سر میزنی اما هر دفعه که میای باز همون پست قدیمی رو میبینی .. معذرت،قول میدم بیشتر بروز کنم اینجا رو♥
اما از همه مهم تر،همه خوبین؟بچه ها؟کسی شوهر نکرد؟زن نگرفتین؟زندگی مسخره خوبه؟همه چی رو به راهه؟
بدونین همیشه به فکرتونم..همین..مرسی که بودین و هستین..همین
+احساس میکنم لحن نوشتم با بقیه نوشته هام فرق داشت!
+چرا هیچی مثل قدیم نیست؟چرا هرچی که خوبه زود تموم میشه؟
+لعنتی چه زود بزرگ شدیم.
+انگار همین دیروز بود از سربازی رفتنم براتون نوشتم..
+بازم مینویسم،تو این ماه دوباره میام و مینویسم..بیشتر باید بنویسم
+نیما کد آهنگ رو پیدا نکردم،این سایتی که هم کد ازش گذاشته بودم ترکیده مثل اینکه :|
برچسب:
نویسنده: نوید فدایی